((نفرین به تو و عشق تو)) |
((پســــــــــــــــر شــــــــــــــب)) |
عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد
عمر من همراه با تکرار روز و شب گذشت شمع فانوس جوانی دمبهدم کم نور شد
خویشتن را بشکنی ایثار اگر از حد گذشت پاکازی هرچه کردم دشمنی منظور شد
راه را از چاه در هر لحظهای باید شناخت یک قدم غافل شدم، یک عمر راهم دور شد
ای جوان کی گفته فصل انتهاست؟ فصل امید است و روز ابتداست
زندگی را با چراغ معرفت آغاز کن در رکاب دوستی با همسفر پرواز کن
در میان راه اگر پروانهای ره بر تو بست عاقلانه با صبوری راه بسته باز کن
+نوشته شده درسه شنبه 1388/05/13ساعت 23:30 توسط جلال |
نیازو تو خودو کشتم که هرگز تا نشه پشتم زدم بر چهره ام سیلی که هرگز وا نشه پشتم من آن خنجر به پهلویم که دردم را نمیگوییم به زیر ضربه های غم نیفتد خم به ابرویم من را اینگونه گر خواهی دلت را آشیانم کن من آن نشکستنی هستم بیا و امتحانم کن بیا و امتحانم کن +نوشته شده دریکشنبه 1388/02/06ساعت 3:12 توسط جلال | ثمره عمر آدمي يک نفس است و
آن نفس از براي يک همنفس است
گر نفسي با نفسي هم نفس است
آن يک نفس از براي عمري بس است
+نوشته شده دریکشنبه 1388/02/06ساعت 3:2 توسط جلال |
به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..." به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..." به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..." به عشق گفتم: "آخر تو چيستي؟" گفت: "نگاهي بيش نيستم +نوشته شده درشنبه 1388/02/05ساعت 0:56 توسط جلال | +نوشته شده درچهارشنبه 1388/02/02ساعت 1:20 توسط جلال |
قبل از ازدواج .... بعد از ازدواج پسر :بله،بالاخره وقتش شد . منتظر بودن خیلی سخته دختر : مي خواي من برم ؟ پسر : نه. حتي فكرش روهم نكن دختر : دوستم داري ؟ پسر : البته ! دختر : تا حالا به من خيانت كردي ؟ پسر : نه ! چرا حتي يك همچين حرفي را مي زني ؟ دختر : منو مي بوسي ؟ پسر: بله دختر: منو كتك مي زني ؟ پسر:امكان نداره ! به قیافه من مياد همچين آدمي باشم دختر: مي تونم بهت اعتماد كنم؟ پسر: بله حالا بعد از ازدواج لطفا همين گفتگو را از پايين به بالا بخوانيد.. +نوشته شده درچهارشنبه 1388/02/02ساعت 1:18 توسط جلال | براي چيدن گل سرخ , نه اره بياور ,نه تبر سرانگشت ساده ي همان ستاره ي بي آسمانم بس تا هر بهار به بدرقه ي فروردين هزار پاييز پريشان را گريه کنم هم از اين روست که تو را دوست مي دارم
براي کشتن من نه کوه و نه واژه اشاره ي خاموش نگاهي نا بهنگامم بس تا معني از گل سرخ بگيرم و شاعر شوم هم از اين روست که تو را دوست مي دارم
براي مرده ي من نه اندوه آسمان و نه گور زمين تنها کابوس بي بوسه رفتن مرا از گفتگوي گهواره بگير من پنجه ي پندار بر ديدگان دريا کشيده ام پس شکوفه کن اي نارون اي چراغ اي واژه اينجا پروانه و پري به روياي مزمور ماه دريچه اي براي دل +نوشته شده درچهارشنبه 1388/02/02ساعت 1:17 توسط جلال |
گاووو هی پدر بی مطلبی بسوزه بعضی وقتها هم اینجوری میشه اون دفعه خروس این دفعه گوووووووووووووو دفعه ی بعدو خدا میدونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! +نوشته شده درسه شنبه 1388/02/01ساعت 2:38 توسط جلال | دریاب مرا غرق در غم ها شدم غرق در دریای اشک ونم ها شدم رنگ از رخم پریدواز چشم و لب تو مرا دریاب در این سوز و تب یادمه گفتی شقایق مظهره عشقه اخه شقایق برام مثل سرشته حالا چشمام رنگ شقایق شده به قول خودت زندانی زندان دقایق شده دلم مثل دلت خونه شقایق چشام دریای بارونه شقایق مثل مردن میمونه دل بریدن ولی دل بستن اسونه شقایق تو گفتی عشقت همه کارو کست شد هم نفست دست اخر قفست شد اخه این قفس هم خودش دنیایی داره خاطره تلخ و شیرینمون رویایی داره یادمه گفتی میترسم عشقمون قصه بشه بچه بازیات واسمون غصه بشه گفتی که من چیزی بگم ولی از مرگ خاطره نگم مگه نمیدونی تموم شدم چیزی ندارم که بگم چی بگم چی بنویسم از دل بیمار خودم چه کنم غمها شدن مرهم و تیمار خودم توی دریای عشقت سوار قایق نبودم هزار بار گفتم و بازم میگم لایق نبودم یادت باشه هنوز دوست دارم به یادتم به امید و ارزوی روزهای شادتم دیگه از ناامیدی وغمت واسم نگو از غم هجران و تبت واسم نگو ای یاس من ای یاس من ای دونه المس من کاش که میدونستی چیه عشق منواحساس من
كاش مي دانستي، مارا مجال آن نيست ،كه روزهاي رفته را از سر گيريم ولحظه هاي بي بازگشت را ، تمنا كنيم .كاش مي دانستي ، فردا چه اندازه دير است براي زيستن ،و چه اندازه زود براي...
گل بارون زده من اگه دلتنگم و خسته اگه کوچیدن طوفان ساقه ی منم شکسته می تونم خستگی هاتو از تن پاکت بگیرم می تونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم +نوشته شده درسه شنبه 1388/02/01ساعت 2:18 توسط جلال |
شب شده ساکـــــــــــته دوبـاره خــــــــــونه می گرده دل دنبـــــــــــــــــال یک بهـــــــونه می گرده باز گـــــــــــــــــنجه خاطــــــراتـــو پی یه حـــــــرف ناب عــــــــــاشقــــونــــــه عکــس تو رو بـــــاز می ذاره رو بــــــه روش که تـــــــا ته شب واســــــه تو بخـــــــــــونه دلــــــــــم تو التهــــــــابه که چه جــــــــوری قـــــــدر چشـــــــای نــــــــازتـــــو بدونــــــه تــــــو عصــــــری که قحطــــی عطر یاســه امـــــــا به جـــاش دوست دارم گـــــرونــــــه کــــــــافیه اسمتو یه جـــــــــا ببینــــــــــــم تــــــا حـــــس شعـــــــرم بزنه جــــــــــوونه مــــــــن نمیتــــــــونم بگم اندازه شـــــــــــو اینـــــــو فقط شــــــــاید خــــــدا بدونـــــــــه محـــــــــاله که عشــــق مـــــــــــا رو ندونن بـــــــرو ســــــوال کـــــــن از گلای پـــــــونه اگـــــــه بخوان خیلــــــــی کم از تـــــــو بگن میگن همون کــــــــــــه خیلی مهــــــــربونه مهـــــــــم ولی تویی کــــــــه اســـــم نازت بـــــا من یه جـــــــایی پشت آسمــــــونــــه اونــــــا نمیـــــــدونن ستـــاره هـــــامـــــون دوتاست ولـــــــــی توی یه کهکشـــــونــــه اینــــــو بخون تـــــــــــا دوباره بدونــــــــــی دیــــــــوونتم ،دیــــــــــوونتم،دیــــــــــــوونه
+نوشته شده درسه شنبه 1388/02/01ساعت 2:13 توسط جلال | بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونم بی من از شهــر سفــر کردی و رفتـــی قطـــــــــــــــــــــره ای اشک درخشید بچشمـان سیاهم تا خم کـــــــــــــــــوچه بدنبال تو لغزید نگاهم تو ندیدی چـون در خانه ببستم،دگـر از پای نشستم، بی تو کس نشنود ازاین دل بشکسته صدایی برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایـــــی تو همه بودونبودی توهمــــــــــــــه شعـــــــر و سرودی من خوشم با جنون و رســــــــــوايي تا سحـــــــــــــر مي توان دمي آسود +نوشته شده درسه شنبه 1388/02/01ساعت 2:11 توسط جلال |
الهـــــی خون شوی ای دل دل من به یارم بگوخدایارت گل من توباما عاشق شیدا چه کـــــردی تو با این دل دل رسوا چه کردی زهجرانت غریبــــــانه بگردم چون پروانه به دور خیالت بگردم که می سوزم به پایت بال وپررادرعشقت می دهم من جان وسررا چــــــــرا یارم دل شیشه ام شکستی مگر تو با دلم پیمان نبستی ؟ مگــــــــر پیمان تو دیدار من بود دل ازار قصدتو هجران من بود کـــــه سوز هجران تو مراکشت ازین پس من به یادت میکنم پشت گـــذشتم از تو و خواب و خیالت کـه بر خود من ندیدم جز عذابت چــــــــــرا چشم شرابم را ندیدی کـــــــه تو بر زخم دیرینم طبیبی چـــــــــرا با ما سر یاری نداری دل شیدا وفـــــــــــــاداری نداری به دل گفتم تو را رســـــــوا کنم من به عالم بی تب و پروا کنم من دلـــــــــــم تاب دل ازاری نـــــــدارد دل یاران سر یاری نـــــدارد یـاران همه وفــــــاداری ندارند جزتیشه به ریشه زدن کاری ندارند چه زخمـی تو نشاندی بر وجودم که می سوزد ز دردش تار و پودم به دیده خون فشـــــــــــــانم در فراقت کم اوردی عزیزم در رفاقت چقــــــــدر گفتی به من دیوانه ای تو بدان اخر شدم دیوانه تــــــــو به قلب عاشقم خنجــــر زدی تو به تیر مهر من سنگر زدی تــــــــو بدان اشعـــــــار زیبایت برایم خیالت می شوم در هـــــــــــر سرایم بـــــــرو عاشق خداپشت و پناهت کـــه در عشقت ندیدم جز جفایت تحیر مانده ام چـــــــــــرا چنین شد؟ که اخر کلام عاشقانت همین شد الهـــــــــــــــی جز تو من یاری ندارم که نوری در شب تاری ندارم به عشق یار خود سوزان شدم من سرگشتـــه ایران و توران شدم من الهــــی جداشدن چه سخت است خدایا شاکرم چون دست بخت است خدایــــــــا دل به عشق تو سپردم در عشق یار جز غم چیزی نبردم ازین پس یار و دلدارم تو هستی کــــه می نوشم شرابت را به مستی نمی دهم تو را به ملک هستی کـــــه عشقت می کشد هر می پرستی +نوشته شده درسه شنبه 1388/02/01ساعت 2:8 توسط جلال | برم از کهکشان دوری کنم من زمین جز بی وفــایی ها ندارد برم شــاید زمین شرمی بگیرد ز فـــــــــــــریادم بگیـــــــرند گوش باید
+نوشته شده درسه شنبه 1388/02/01ساعت 2:7 توسط جلال | |
به وبلاگ خودتون خوش آمدید پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 آرشيو موضوعي عکس کامپیوتر شعر فیلم داستان اس ام اس ویرلیش قالب شعر و عکس مطلب عاشقانه جک همه چی درهم رمضان كامپيوتر - طراحي وب كامپيوتر - سيستم كامپيوتر - دانلود كامپيوتر - بازي ها كامپيوتر - ICT كامپيوتر - برنامه نويسي كامپيوتر - برنامه نويسي كامپيوتر - سخت افزار کامپيوتر - عمومی علمي - مهندسي علمی - شیمی علمی - شیمی علمي - پزشكي علمی - روان شناسی علمی - مدیریت علمی - مدیریت علمي - تاريخي ماهواره و الکترونیک ماهواره و الکترونیک علمي - ساير موسيقي - پاپ موسيقي - خارجي موسيقي - سنتي موسيقي - آموزش موسیقی - دانلود MP3 هنر - شعر و ترانه هنر - شعر و ترانه هنر - ادبيات و داستان هنر - آرايشگري هنر - سينما هنر - گرافيك هنر - عکاسی هنر - معماری هنر - عمومی ... اجتماعی - دینی اجتماعی - جامعه اجتماعی - موفقیت اجتماعی - موفقیت عاشقانه طنز و سرگرمی اخبار فلسفه و عرفان ورزش شخصي کفبینی پخش اهنگ در وبلاگ ترفند در وبلاگ دانلود رایگان بازی و فیلم مدل لباس خانمها (بهاره) مدل لباس خانمها (پاییزی) مدل لباس خانمها (زمستانی) مدل لباس خانمها (تابستانی) مدل لباس زنانه (مجلسی) ل لباس خانمها (اسپورت) سرگرمی سرگرمی خانواده اطلاعات عمومی موبایل اشعار خارجی اشعار خارجی حرف دل فریدون مشیری طراح قالب |